جهانشاه‌ قراقوینلو

جهانشاه‌ قراقوینلو

جهانشاه‌ قراقوینلو ، ابوالمظفر جهانشاه ‌بن‌ قرایوسف‌، نام‌ آورترین‌ فرمانروای‌ قراقوینلو* در اواسط‌ سده‌ نهم‌.

بر اساس‌ نوشته‌های‌ تاریخ‌نگاران‌ دوره‌ صفوی‌، او احتمالاً در 802 به‌دنیا آمده‌ است‌ (رجوع کنید به بوداق‌ منشی‌ قزوینی‌، ص‌ 71؛ قزوینی‌، ص‌ 356؛ خورشاه‌بن‌ قباد، گ‌ 504؛ مجدی‌، ص‌ 966؛ واله‌ اصفهانی‌، ص‌ 715). سخاوی‌ (ج‌ 3، ص‌ 80) تاریخ‌ تولد او را اوایل‌ سده‌ نهم‌ دانسته‌ و ابن‌تَغری‌ بِردی‌ (1988، ج‌ 5، ص‌ 26) 810 یا بعد از آن‌ را احتمال‌ داده‌ است‌. قرایوسف‌، پدر جهانشاه‌، پس‌ از درگذشت‌ تیمور گوركانی‌ (متوفی‌ 807) و از آزادی‌ از زندان‌، برای‌ پس‌گرفتن‌ سرزمینهای‌ خود در مشرق‌ آناطولی‌ و آذربایجان‌،حركت‌ خود را از سوریه ‌آغاز كرد و مهمان‌ مجدالدین‌ عیسی‌بن‌ اَرتُق‌، حكمران‌ شهر ماردین‌ شد.

 

ادامه نوشته

جنگهای ‌ایران ‌و روس‌

جنگهای ‌ایران ‌و روس‌

جنگهای ‌ایران ‌و روس‌ ، دو دوره‌ جنگ ‌میان ‌ایران و روسیه‌(1218ـ 1228/ 1803ـ1813 و 1241ـ1243/ 1826ـ 1828) بر سر تصرف‌ منطقه‌ قفقاز، كه ‌به ‌شكست‌ ایران ‌و انعقاد عهدنامه‌های‌ گلستان ‌و تركمان ‌چای ‌انجامید. این ‌جنگها از اثرگذارترین‌ وقایع ‌دو قرن‌ اخیر ایران ‌در ابعاد سیاسی‌، اجتماعی ‌و اقتصادی‌ بودند.

مهم‌ترین ‌علت ‌این ‌جنگها، سیاستهای‌ توسعه‌ طلبانه ‌روسیه‌ بود، سیاستی ‌كه ‌از زمان ‌پتر كبیر و با رشد سرمایه‌های‌ تجاری‌ روسیه ‌شروع‌ شد. سیاستمداران ‌این ‌كشور، برای ‌پیشرفت‌، تسلط ‌بر هند را شرط‌ لازم‌ می‌شمردند و ازاین‌رو، ایران‌ و خلیج‌فارس‌ به ‌مثابه ‌دروازه ‌هند مورد توجه ‌ایشان ‌قرار گرفت‌.

 

ادامه نوشته

جنگ؛ ایران‌ پس‌ از اسلام‌

جنگ؛ ایران‌ پس‌ از اسلام

 

جنگ؛ ایران‌ پس‌ از اسلام‌ ، الف‌) از سده‌ سوم‌ هجری‌ تا حمله‌ مغول‌. در سه‌ قرن‌ نخست‌ اسلامی‌، نواحی‌ مختلف‌ ایران‌، تابع‌ حكومتهای‌ مركزی‌ و به‌ طور كلی‌، دستگاه‌ خلافت‌ بود. بنابراین‌ مسائل‌ مرتبط‌ با جنگ‌ در ایران‌ سه‌ قرن‌ نخست‌، در بخش‌ سوم‌ مطرح‌ شده‌ است‌. این‌ بخش‌ از مقاله‌ ناظر به‌ قرن‌ چهارم‌ و پس‌ از آن‌ است‌ كه‌ ظهور سلسله‌های‌ مستقل‌ در ایران‌، سبب‌ تحولاتی‌ در تركیب‌ نیروهای‌ نظامی‌ و نیز شیوه‌ها و تاكتیكهای‌ جنگی‌ شد. ورود تعداد زیادی‌ از غلامان‌ ترك‌ به‌ ایران‌ و به‌ كارگیری‌ آنان‌ به‌ صورت‌ سواره‌نظام‌ و نیز استخدام‌ نیروهایی‌ از اقوام‌ و نژادهای‌ گوناگون‌، چون‌ عرب‌ و كرد و هندی‌ و دیلمی‌ و گیل‌ در لشكر، موجب‌ تشكیل‌ سپاهی‌ چند نژادی‌ شد كه‌ اصلی‌ترین‌ مشخصه‌ نیروهای‌ نظامی‌ در این‌ دوره‌ بود (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به مسكویه‌، ج‌ 1، ص‌ 353؛ ابوشجاع‌ روذراوری‌، ص‌ 169؛ عتبی‌، ج‌ 1، ص‌ 108؛ گردیزی‌، ص‌ 429).

ادامه نوشته

حسین صفوى

حسین صفوى

 

حسین صفوى ، آخرین پادشاه صفوى. او احتمالا در 1079 زاده شد (رجوع کنید به لاكهارت، ص 35، پانویس 2). كودكى و جوانى را در حرم‌سراى شاهى گذراند و بسیار پرهیزكار و متدین بار آمد. پس از درگذشت شاه سلیمان صفوى، اختلاف بر سر جانشینى او شدت گرفت تا سرانجام با صلاحدید مریم‌بیگم، عمه مادر حسین صفوى، حسین در 1105 جانشین پدر شد و شیخ‌الاسلام محمدباقر مجلسى تاج شاهى را بر سر او گذاشت و خطابه‌اى در ضرورت رفع فسوق و مناهى ایراد كرد (نصیرى، ص 19، متن خطابه ص 21ـ22؛ مستوفى، ص 115؛ قس >گاهنامه كرملیها در ایران <، ج 1، ص 470، كه مریم بیگم را مادر بزرگ حسین صفوى دانسته است).

ادامه نوشته

خُرَّمدينان (خُرَّمدينيّه)

خُرَّمدينان (خُرَّمدينيّه)

خُرَّمدينان (خُرَّمدينيّه) ، خُرَّمدينان (خُرَّمدينيّه)، عنوان گروهى از مخالفان عباسيان، به‌ويژه پس از كشته‌شدن ابومسلم خراسانى* در سده دوم، در سرزمينهاى غربى و شمال‌غربى ايران و مخصوصآ آذربايجان. نام درست اين فرقه خرّمدينان و شكل عربى آن خرّم‌دينيّه است و خرّميّه صورت ناقص و مخفف آن است (رجوع کنید به نوبختى، ص 47؛ غزالى، ص 14؛ ديلمى، ص 25؛ صديقى، ص 242). خرّميان در واقع، فرقه‌اى با نامهاى مُحَمِّره، جاودانيه، بابكيه و مازياريه بودند (رجوع کنید به عبدالمحسن عاطف سلّام، ص50ـ 51). در بيشتر منابع، كليه فرقه‌هاى مزدكى ـ خرّمى با نام مشترك، گاه مزدكى (براى نمونه رجوع کنید به رشيدالدين فضل‌اللّه، 1387ش، ص147؛ حمداللّه مستوفى، ص61) و گاه خرّمى (براى نمونه رجوع کنید به مقدسى، ج4، ص30؛ مسعودى، مروج، ج4، ص144؛ اسفراينى، ص121) ناميده شده‌اند. نويسنده مجمل‌التواريخ (ص276) اصل خرّمدينان را به‌روشنى به‌مزدك رسانده است (نيز رجوع کنید به ابن‌حزم، ج 1، ص 87؛ در مورد خرّميان و وابستگى ايشان با مزدكيان رجوع کنید به مسعودى، التنبيه، ص 353؛ ابن‌اسفنديار، ج 1، ص 212).

 

ادامه نوشته

خدابنده، محمد

خدابنده، محمد

 

خدابنده، محمد ، خدابنده، محمد، چهارمين پادشاه صفوى و پسر بزرگ شاه طهماسب اول. محمد خدابنده يا سلطان محمد صفوى در 938 به دنيا آمد. مادرش، سلطانم، دختر موسى سلطان موصلوى تركمان (از اميران بزرگ بايندريه) بود. او از كودكى به خدابنده ملقب شد. هنگامى كه شش ساله بود، شاه طهماسب حكومت خراسان را به او داد و محمدخان شرف الدين اغلى تكلو را با منصب اميرالامرايى و همچنين به عنوان لله خدابنده راهى خراسان كرد (اسكندرمنشى، ج 1، ص 125).

ادامه نوشته

بلژیک و ایران

بلژیک و ایران

بلژیک و ایران ، روابط . این روابط ، به طور رسمی ، از اوایل قرن چهاردهم / اواخر قرن نوزدهم آغاز می شود. در آن دوره ، بلژیک به توسعة روابط خود با کشورهای آسیا و افریقا بسیار علاقه مند بود؛ اما در همان زمان ، برای کسب منافع و اکتشافات ، در درجة اول ، متوجه افریقای سیاه بود که بعدها کنگوی بلژیک نام گرفت . این دوگانگی نشان می دهد که تلاش پنجاه سالة دولتمردان بلژیکی در تهران برای گسترش نفوذ صنعتی و بازرگانی کشورشان در ایران (بلژیک . وزارت امورخارجه ، ش 2016.II ، 2478 ، 2888.I ، 2889.II ، ê -IV, VI-V é 2890. ) چنانچه شرایطی ویژه سبب چرخشی ناگهانی در روابط بلژیک و ایران نمی شد، محدود باقی می ماند.

 

ادامه نوشته

بدیع الزمان تیموری

بدیع الزمان تیموری

 

بدیع الزمان تیموری ، امیرزادة تیموری و پسر سلطان حسین بایقرا. نخست حاکم استراباد بود و بسیاری از امیران آق قوینلو به او پناه آوردند و به تسخیر آذربایجان ترغیبش کردند. ازینرو در 899 به ری رفت ، اما توفیق نیافت و به گرگان بازگشت (خواندمیر، ج 7، ص 130). در 901، امیرخسروشاه ، حاکم حصارِ شادمان در بخارا، اعلام استقلال کرد، سلطان حسین برای سرکوبی او از بدیع الزمان کمک خواست . بدیع الزمان نیز، فرزندش ، محمدمؤمن میرزا را به نیابت در گرگان گذاشت و به طرف آمویه رفت (همان ، ج 7، ص 133). اما نبردی رخ نداد و سلطان حسین پس از تسخیر قُنْدُز، حکمرانی بلخ و توابع آنجا را به بدیع الزمان ، و استراباد را به مظفر حسین میرزا، فرزند دیگرش ، واگذار کرد.

ادامه نوشته

بابلسر

بابلسر

 

اطلاق نام مشهدسر به این شهر به اعتبار زیارتگاهی است منسوب به امامزاده ابراهیم ابوجواب که پیش از احداث شهر و بندر در آنجا بوده است . این معنی از تاریخ کتیبه هایی که در امامزاده هست نیز برمی آید، زیرا قدیمترین اطّلاعاتی که در کتب تاریخ از شهر مشهدسر موجود است متأخر برتاریخ کتیبه های امامزاده است . ظاهراً ناصرالدین شاه نخستین کسی است که از این کتیبه ها یاد کرده است . او که در 1292 به مازندران سفر کرده و در مشهدسر به زیارت امامزاده رفته است ، دربارة آن چنین می نویسد: «بنای این گنبد خیلی قدیم است ، چهار پنج درِ بزرگ و کوچک که از حیث نجاری و منبت کاری کمال امتیاز را داشت دیده شد». ناصرالدین شاه اضافه می کند که تاریخ درها به خط تعلیق خوب بود و به امین الملک دستور داده است که آن کتیبه ها را بخواند ( روزنامة سفر مازندران ، ص 131).

ادامه نوشته

تیمور گورکان

تیمور گورکان

 

تیمور گورکان ، بنیانگذار سلسلة تیموریان . وی در 25 شعبان 736 در شهر کِش * در نزدیکی سمرقند به دنیا آمد.

برخی از مورخان عهد تیموری بر مصادف شدن ولادت او با سال درگذشت سلطان ابوسعید ایلخان (متوفی 736) تأکید کرده اند ( رجوع کنید به شرف الدین علی یزدی ، ج 1، ص 8؛ عبدالرزاق سمرقندی ، ج 1، ص 101ـ102). در د. اسلام (چاپ دوم ، ذیل r Lang" ¦mu â¦T " ) به احتمالِ ساختگی بودن این تاریخ تولد اشاره شده است . پدر تیمور، امیرطُرَغای / ترغای ، از بزرگان قبیلة بَرلاس بود. وی با اینکه در اولوس (قبیله ، جماعت ، طایفه ) احترام خاصی داشت ، از پیشوایی آن صرف نظر کرد. شرف الدین علی یزدی (ج 2، ص 518 ـ519) و عبدالرزاق سمرقندی (ج 1، ص 120)، نسب وی را به تومنای خان ، از خاندان چنگیز، رسانده اند، هرچند خود تیمور به چنین پیوندی اشاره نکرده است (نیز رجوع کنید به رومر، ص 44).


ادامه نوشته

تیمورشاه دُرّانی

تیمورشاه دُرّانی

تیمورشاه دُرّانی ، دومین شاه افغانستان از سلسلة درّانی * (اَبدالی ) و بزرگترین پسر احمدشاه درّانی . تیمورشاه در 1155 در مشهد به دنیا آمد (درّانی ، ص 148؛ غبار، ص 372). نادر افشار (حک :1148ـ1160) طایفة درّانی را از قندهار به خراسان کوچ داده بود. پس از کشته شدن نادر در 1160 و حملة احمد شاه به قوچان و گریز احمدشاه از آنجا، تیمور در کَلات باقی ماند (درّانی ، همانجا؛ حسینی

منشی ، ص 83؛ مرعشی صفوی ، ص 88). احمدشاه پس از تثبیت حکومت خود، به قصد پس گرفتن تیمورشاه ، به خراسان رفت و با شاهرخ میرزای افشار (حک : 1161ـ1210) صلح کرد و تیمور را با خود به هرات برد و حاکم آنجا کرد (درّانی ، همانجا).


 

ادامه نوشته

تولوی

تولوی

 

تولوی ، چهارمین پسر چنگیز و فاتح خراسان . مادرش ، بورته فُوجین یا یَسونْحین بیگی ، نخستین و برگزیده ترین همسر چنگیزخان بود (جوینی ، ج 1، ص 29؛ رشیدالدین فضل اللّه ، ج 1، ص 299، ج 2، ص 778). در زبان مغولی تولوی به معنای آیینه است (رشیدالدین فضل اللّه ، ج 1، ص 300؛ ابوالغازی بهادرخان ، ص 93؛ دورفر، ج 1، ص 276). نام او را تولی و تاولای نیز ضبط کرده اند (دورفر، همانجا). تولوی به اُلُغ نُویان و یِکَه نُویان (امیر بزرگ ؛ رجوع کنید بهنویان * ) ملقب بود و پدرش او را نوکُر/ نوْکُار (در مغولی به معنای معاون و گاه به معنای نوکر رجوع کنید به رشیدالدین فضل اللّه ، ج 2، ص 778، 1175) نیز می خواند و بیش از سایر پسرانش دوست می داشت (سیفی هروی ، ص 49).

ادامه نوشته

بهرام شاه غزنوی

بهرام شاه غزنوی

بهرام شاه غزنوی ، پسر مسعود سوم و نوزدهمین سلطان دودمان غزنوی (حک : 511 ـ552). از بهرام شاه با لقبهای معین الدولت (منهاج سراج ، ج 1، ص 241)، یمین الدوله (فخر مدبر، ص 380؛ حمدالله مستوفی ، ص 401) و معزالدوله (نفیسی ، ج 1، ص 417؛ فرشته ، ج 1، ص 50) یاد شده است . از بقایای کتیبه هایی به خط کوفی بر مناره های نزدیک شهر غزنین ، دو لقب یمین الدوله و امین الملة آشکار است (خراسانی ، ص 63). ظاهراً بهرام شاه نخست ملقب به یمین الدوله بوده و برای اینکه لقب او با لقب سلطان محمود اشتباه نشود، به معزالدوله ملقب شده است (همانجا).

ادامه نوشته

تمدن سومر

تمدن سومر

 

 

ادموند گاردون، ساموئل نوا کرامر ترجمۀ زهره دودانگه
sumer.jpg

1- معرفی
سومر (که در زبان سومری (1)  Ki-engir و در زبان اکدی (2) Shumerum خوانده می شود) کشوری باستانی در آسیای غربی است، که تقریبا با بابلِ زمان کتاب مقدس  متناظر است. تاریخ سومر تنها از روی نوشته های پراکندۀ لوح های گلی و سایر شواهدی که توسط باستان شناسانِ امروزی کشف و تفسیر شده، بازسازی شده است. احتمالا استفاده از نام سومر حدودا به آغاز هزاره سوم پیش از میلاد باز می گردد.

ادامه نوشته

بابِل

بابِل

 

بابِل ، نویسندگان قدیم مسلمان همه جا شهر و کشور بابل را به یک نام خوانده اند ] واژة بابهل عبری است که آن نیز از باب ـ ال اکدی به معنای «دروازة خدا» است [ . خرابه های شهربابل هم اکنون در 85 کیلومتری جنوب بغداد، بر سرراه بغداد ـ حلّه باقی است . با اینهمه این نویسندگان دربارة حدود بابل توافق ندارند. برخی قلمرو آن را منطقة وسیعی معرفی کرده و عده ای دیگر حوزة آن را کوچکتر دانسته اند. به عقیدة مورخان و جغرافیدانان مسلمان ، شهر اصلی بابل مدتها پیش از آنکه به دست مسلمانان بیفتد، ویران شده بود و فقط دهی کوچک به این نام در محل آن وجود داشت . این دهکده تا قرن چهارم ، دورة عباسیان ، برجای بوده است .

ادامه نوشته

بابک خرّم دین

بابک خرّم دین

 

بابک خرّم دین ، پیشوای خرّمدینان * در آذربایجان که در آغاز قرن سوم برضدّ خلافت عبّاسی شورش کرد.

دربارة اصل و نسب او روایت قابل اعتمادی در دست نیست . یک روایت در الفهرست (ص 404) و روایت دیگری در تاریخ طبری (سلسلة سوم ، ص 1232)، که هر دو ساختة دشمنان بابک و خرّمدینان است ، در نسبِ او طعن کرده و او را ثمرة ازدواجی غیرشرعی دانسته اند. روایت دیگری که در الاخبارالطوال (ص 402) آمده است و آن نیز اصلی ندارد او را از فرزندان مطّهربن فاطمه دختر ابومسلم * خراسانی می داند. این روایت ساختة خودِ خرّمیان است که منتظر بودند تا کسی از نسل ابومسلم ، ملک را از دست بنی عبّاس بگیرد (مقدسی ج 4، ص 31، ج 6، ص 95).


ادامه نوشته